خبرگزاری حوزه | مهدی عظیمی میرآبادی، تهیهکننده سینما و تلویزیون در گفتگو با خبرگزاری حوزه با بیان اینکه سینما صرفاً یک ابزار سرگرمی نیست، اظهار کرد: سینما در هر جامعهای بخشی از هویت فرهنگی آن جامعه را بازتاب میدهد و به همین دلیل نمیتوان نسبت به پیامها، ارزشها و مفاهیمی که از طریق آثار سینمایی به مخاطب منتقل میشود، بیتفاوت بود. در کشور ما نیز سینما باید نسبت خود را با ارزشهای دینی، اخلاقی و انقلابی بهدرستی تعریف کند. منظور از این سخن آن نیست که همه فیلمها الزاماً باید به شکل مستقیم و شعاری درباره موضوعات دینی سخن بگویند، بلکه ارزشهای اسلامی و اخلاقی باید در تار و پود داستان، شخصیتپردازی، روابط انسانی و نوع نگاه فیلمساز به زندگی حضور داشته باشد. اگر سینمای ایران بتواند اخلاق، معنویت، خانواده، ایثار، عدالت، کرامت انسانی و مسئولیتپذیری را به زبان هنر بیان کند، آنگاه میتواند در شکلگیری فرهنگ عمومی جامعه نیز نقش مؤثری داشته باشد.
وی ادامه داد: یکی از مسائل مهمی که امروز باید درباره آن تأمل کنیم، نسبت سینما با ارزشهای انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی تنها یک اتفاق سیاسی نیست، بلکه دارای مجموعهای از ارزشها، آرمانها و نگاه فرهنگی است که در طول سالهای گذشته بخشی از هویت جامعه ایرانی را شکل داده است. سینمای کشور باید بتواند این ارزشها را به زبان هنر برای نسلهای مختلف روایت کند. البته این کار نیازمند شناخت دقیق زبان سینماست. اگر قرار باشد ارزشهای انقلاب و اسلام را صرفاً در قالب شعار و دیالوگهای مستقیم به مخاطب منتقل کنیم، ممکن است نتیجه مطلوب حاصل نشود. هنر زمانی تأثیرگذار است که مخاطب را با یک موقعیت انسانی روبهرو کند و او را به تفکر وادارد. بنابراین، فیلمساز باید ارزشهای دینی و انقلابی را در دل قصه و رفتار شخصیتها جاری کند تا مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند.
عظیمی میرآبادی با تأکید بر اینکه سینمای ایران نباید هویت خود را به گیشه گره بزند، گفت: یکی از آسیبهایی که میتواند سینما را از رسالت فرهنگی خود دور کند، تبدیل شدن فروش و میزان استقبال گیشه به تنها معیار ارزیابی آثار است. بدون تردید اقتصاد سینما اهمیت دارد و هیچ صنعت سینمایی بدون توجه به مسائل اقتصادی نمیتواند به حیات خود ادامه دهد، اما اقتصاد نباید جایگزین فرهنگ شود. اگر سینما فقط به این فکر کند که چه اثری بیشتر میفروشد، ممکن است به تدریج از پرداختن به موضوعات مهم اجتماعی، اخلاقی، دینی و انسانی فاصله بگیرد؛ زیرا برخی آثار ارزشمند ممکن است در کوتاهمدت فروش بالایی نداشته باشند، اما تأثیر فرهنگی آنها در بلندمدت بسیار گسترده باشد. بنابراین، باید میان اقتصاد سینما و مسئولیت فرهنگی آن توازن ایجاد کنیم.
این تهیهکننده سینما و تلویزیون افزود: سینمایی که خود را فقط با فروش بلیت تعریف کند، در معرض این خطر قرار دارد که سلیقه مخاطب را صرفاً به عنوان یک عدد اقتصادی ببیند، در حالی که مخاطب ایرانی تنها یک مصرفکننده نیست. مخاطب، عضوی از جامعه است و سینما میتواند در ارتقای سلیقه فرهنگی و اخلاقی او نیز نقش داشته باشد. همانگونه که سینما از جامعه تأثیر میگیرد، بر جامعه نیز اثر میگذارد. بنابراین، نمیتوان گفت چون مخاطب امروز به یک نوع خاص از فیلم علاقه دارد، پس همه تولیدات سینمایی باید در همان مسیر حرکت کنند. بخشی از وظیفه سینما این است که افق تازهای پیش روی مخاطب قرار دهد و او را با مفاهیمی مواجه کند که شاید پیش از آن کمتر به آنها توجه داشته است. این همان جایی است که سینما از یک محصول صرفاً تجاری به یک اثر فرهنگی تبدیل میشود.
وی درباره نقش اخلاق در آثار سینمایی اظهار کرد: اخلاق نباید در سینما به چند جمله نصیحتآمیز محدود شود. اخلاق را باید در کنش شخصیتها دید؛ در انتخابهایی که انجام میدهند، در نحوه مواجهه آنها با خانواده، جامعه، دشمن، دوست و حتی انسانهایی که با آنها اختلاف دارند. اگر فیلمی بتواند مفهوم گذشت، جوانمردی، راستگویی، وفاداری، مسئولیتپذیری و احترام به کرامت انسان را بدون شعارزدگی در قصه خود نشان دهد، در واقع یک اثر اخلاقی تولید کرده است. سینمای دینی نیز باید همین مسیر را دنبال کند. ما باید از ظرفیت هنر برای نشان دادن زیباییهای اخلاق اسلامی استفاده کنیم و به جای اینکه صرفاً درباره ارزشها سخن بگوییم، آنها را در رفتار و زندگی شخصیتهای داستان به تصویر بکشیم.
عظیمی میرآبادی تصریح کرد: یکی از مهمترین موضوعاتی که سینمای ایران میتواند به آن توجه کند، خانواده است. خانواده در فرهنگ اسلامی و ایرانی جایگاهی اساسی دارد و بسیاری از ارزشهای اخلاقی در همین نهاد شکل میگیرد. اگر سینما بتواند خانواده را به صورت واقعی، جذاب و باورپذیر به تصویر بکشد، میتواند در تقویت بنیانهای اجتماعی مؤثر باشد. متأسفانه گاهی خانواده در برخی آثار به یک عنصر فرعی یا ابزاری برای پیشبرد قصه تبدیل میشود، در حالی که میتوان از ظرفیت آن برای طرح موضوعاتی مانند محبت، وفاداری، فداکاری، احترام میان اعضای خانواده و مسئولیت اجتماعی استفاده کرد. پرداختن به این مفاهیم به معنای ساخت آثار خشک و مستقیم نیست؛ بلکه اتفاقاً میتوان از جذابترین داستانها برای انتقال همین مفاهیم بهره گرفت.
وی با اشاره به ضرورت توجه به مخاطب جوان گفت: اگر میخواهیم ارزشهای اسلامی و انقلابی در سینما استمرار پیدا کند، باید زبان نسل جدید را بشناسیم. نمیتوان انتظار داشت مخاطب جوان با ادبیات چند دهه قبل با همان کیفیت ارتباط برقرار کند. این نسل با جهان متفاوتی روبهرو است و پرسشها و دغدغههای خاص خود را دارد. سینما باید این پرسشها را جدی بگیرد و پاسخهای خود را در قالب داستانهای جذاب و شخصیتهای باورپذیر ارائه دهد. اگر بتوانیم ارزشهای دینی را در قالب روایتهای انسانی و معاصر عرضه کنیم، قطعاً امکان ارتباط مخاطب با آنها افزایش خواهد یافت. هنر باید پلی میان ارزشهای ماندگار و شرایط روز جامعه ایجاد کند.
این تهیهکننده در ادامه بیان کرد: برای تحقق این هدف، حمایت از آثار فرهنگی و ارزشی نیز اهمیت زیادی دارد. نمیتوان از فیلمساز انتظار داشت اثری با موضوعات مهم و ارزشمند تولید کند، اما در زمان تولید، اکران و تبلیغات، همه چیز را صرفاً با معیارهای اقتصادی بسنجد. فیلم فرهنگی و ارزشی نیازمند حمایت و برنامهریزی است. باید زمینهای فراهم شود که فیلمساز بتواند با آرامش و فرصت کافی روی فیلمنامه کار کند، تحقیق انجام دهد و شخصیتهایی خلق کند که برای مخاطب باورپذیر باشند. اگر فیلمنامه قدرتمند باشد، ارزشهای دینی و انقلابی نیز میتوانند بدون تحمیل و شعارزدگی در ساختار اثر جای بگیرند. بنابراین، مسئله اصلی فقط تولید فیلم نیست؛ بلکه باید زنجیره کامل تولید تا عرضه و اکران را مورد توجه قرار داد.
عظیمی میرآبادی با بیان اینکه سینما باید در کنار سرگرمی، مسئولیت فرهنگی خود را نیز به رسمیت بشناسد، اظهار کرد: ما نمیتوانیم از سینما انتظار داشته باشیم فقط مخاطب را سرگرم کند و هیچ مسئولیتی در قبال جامعه نداشته باشد. سینما یک رسانه قدرتمند است و تصویری که از انسان، خانواده، جامعه و ارزشها ارائه میکند، بر ذهن مخاطب اثر میگذارد. البته این سخن به معنای نفی سرگرمی نیست؛ اثر سینمایی باید جذاب باشد، اما جذابیت و سرگرمی میتواند در کنار اخلاق و ارزشهای فرهنگی قرار گیرد. اتفاقاً هنر موفق هنری است که بتواند در عین جذابیت، مخاطب را به فکر کردن درباره مسائل مهم زندگی نیز وادار کند. سینمای ایران ظرفیت بسیار بالایی برای رسیدن به این نقطه دارد، به شرط آنکه میان هنر، فرهنگ و اقتصاد تعادل برقرار شود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: آینده سینمای ایران زمانی میتواند روشنتر باشد که سینماگران، مدیران فرهنگی و مسئولان، ارزش و اهمیت مخاطب را در کنار رسالت فرهنگی سینما ببینند. ما باید سینمایی داشته باشیم که هم از نظر هنری قابل دفاع باشد، هم مخاطب را جذب کند و هم نسبت خود را با ارزشهای دینی، اخلاقی و انقلابی از دست ندهد. سینما نباید حیات خود را به گیشه گره بزند؛ زیرا گیشه تنها یکی از شاخصهای موفقیت یک اثر است و نمیتواند تمام ارزش یک فیلم را تعیین کند. برخی آثار ممکن است در زمان اکران با استقبال محدودتری مواجه شوند، اما در حافظه فرهنگی جامعه ماندگار شوند و بر نسلهای بعد اثر بگذارند. وظیفه ما این است که چنین سینمایی را تقویت کنیم؛ سینمایی که ضمن بهرهگیری از زبان جذاب و حرفهای هنر، بتواند مبلغ کرامت انسانی، اخلاق اسلامی، ارزشهای انقلاب و فرهنگ ایرانی باشد و تصویری شایسته از ظرفیتهای فرهنگی و معنوی کشور به مخاطب داخلی و حتی جهانی ارائه دهد.
انتهای پیام










نظر شما